حلقه ذکر تو، میم دهنی نیست که نیست
خلوت فکر تو چاه ذقنی نیست که نیست
۱نه همین صبح ازین درد گریبان چاک است
چاک سودای تو در پیرهنی نیست که نیست
۲ساغر چشم تو در دیر و حرم در دورست
حسن بی قید تو در انجمنی نیست که نیست
۳هر یک از اهل نظر را به زبانی دارد
چشم پر کار ترا هیچ فنی نیست که نیست
۴بلبل و طوطی و قمری همه نالان تواند
در دبستان تو شیرین سخن نیست که نیست
۵همه نازک بدنان در خم آغوش تواند
سینه چاک تو گل و یاسمنی نیست که نیست
۶گرچه در بسته شرم است کمانخانه تو
از خدنگ تو مشبک بدنی نیست که نیست
۷شمع و پروانه و گل نغمه سرایی دارد
خارخار تو گل پیرهنی نیست که نیست
۸زهره کیست که از شکوه تواند دم زد؟
حیرت روی تو قفل دهنی نیست که نیست
۹به چه جمعیت خاطر در مدح تو زنم؟
که پریشان تو زلف سخنی نیست که نیست
۱۰نه همین حال غریبی است مرا دور از تو
شام غربت ز تو صبح وطنی نیست که نیست
۱۱نه همین خامه صائب ز تو طوبی ثمرست
آب لطف تو روان در چمنی نیست که نیست
۱۲