هر که باریک شد از فکر، توانایی یافت
هر که افتاد ز پا، پنجه گیرایی یافت
۱بی تعلق گذر از عالم (و) جاویدان باش
هر که چون مهر بدر رفت مسیحایی یافت (کذا)
۲دیده مگشای که در بحر پر آشوب جهان
هر که پوشید نظر گوهر بینایی یافت
۳هند را چون نستایم، که درین خاک سیاه
شعله شهرت من جامه رعنایی یافت
۴حق نه آن است که عاشق نبود بر مرکز
هر که آراسته گردید تماشایی یافت
۵چون نسوزد جگر از داغ ندامت صائب؟
کآنچه می جست دلم، لاله صحرایی یافت
۶