پرستشی که مدام است می پرستی ماست
شبی که صبح ندارد سیاه مستی ماست
۱اگر چه هستی ما چون حباب یک نفس است
دل پر آبله بحر از هواپرستی ماست
۲ز بخل نیست اگر بسته ایم راه سؤال
در آستین کف سایل ز پیشدستی ماست
۳نهشت در سر ما مغز، پوچ گوییها
فنای خرمن هستی ز باد دستی ماست
۴عروج مهر کند عمر سایه را کوتاه
بلند پایگی آسمان ز پستی ماست
۵ز خود برآمدگانند محو حق صائب
گرفته ماه تمام از غبار هستی ماست
۶