نشاط عالم بی اعتبار درگردست
چو برق، خوشدلی روزگار در گردست
۱ز سیر دایمی مهر می توان دانست
که مهر عالم ناپایدار در گردست
۲مساز خانه درین خاکدان بی بنیاد
که همچو ابر در او کوهسار در گردست
۳قرار نیست به یک جای مهر تابان را
همیشه دولت ناپایدار در گردست
۴ز مهر و ماه تهی نیست کاسه گردون
همیشه مهره این بد قمار در گردست
۵به پیچ و تاب شود منتهی کشاکش حرص
به گنج تا نرسیده است مار در گردست
۶مریز رنگ اقامت درین خراب آباد
که خاک چون فلک بی مدار در گردست
۷بجاست تا حرم کعبه، همچو قبله نما
درون سینه دل بیقرار در گردست
۸بشوی گرد کدورت ز صفحه خاطر
درین دو هفته که ابر بهار در گردست
۹بگیر گردن مینا و رو به صحرا کن
که یک جهان قدح از لاله زار در گردست
۱۰غبار هستی عالم به گرد چون نرود؟
چنین که توسن آن شهسوار در گردست
۱۱اثر ز شعله هستی درین جهان تا هست
غم و نشاط چو دود و شرار در گردست
۱۲ز واصلان طریقت مجو قرار که موج
به قلزمی که بود بیکنار درگردست
۱۳به غیر کاسه دریوزه گدایی نیست
پیاله ای که درین روزگار درگردست
۱۴چگونه پای به دامن کشند حق طلبان؟
که نقش پای درین رهگذار در گردست
۱۵اگر چه راه طلب طی به جستجو نشود
مرا همان دل امیدوار در گردست
۱۶مساز برگ اقامت در آن چمن صائب
که همچو آب در او جویبار در گردست
۱۷