غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۱۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به غیر خشم که در خوردنش وبالی نیست

درین بساط دگر روزی حلالی نیست

۱

به نور زنده دلی دار خانه را روشن

که آفتاب دل زنده را زوالی نیست

۲

نه از خدا و نه از خلق شرم خواهی داشت

ترا که در گنه از خویش انفعالی نیست

۳

کلید قفل لئیمان بود زبان سؤال

وگرنه ز اهل کرم حاجت سؤالی نیست

۴

به خوردن دل خود همچو ماه قانع شو

که در بساط فلک، روزی حلالی نیست

۵

هزار عقده فزون است سرو را در دل

فسانه ای است که آزاده را ملالی نیست

۶

به غیر زهره شیران که آب گردیده است

به راه عشق دگر چشمه زلالی نیست

۷

توان ز تربت مجنون شنید جوش نشاط

حضور مردم دیوانه را زوالی نیست

۸

ز فکر مرغ چمن نیست غنچه فارغبال

سری که بر سر زانوست، بی خیالی نیست

۹

نوشته اند برات مرا به میکده ای

که آب در جگر تشنه سفالی نیست

۱۰

مشو چو ماه تمام از شکست خود غافل

که غیر نقص درین انجمن کمالی نیست

۱۱

به داغ عشق اگر سینه را نسوخته ای

در آسمان تو خورشید بی زوالی نیست

۱۲

دل رحیم ندارند غنچه ها صائب

در آن ریاض که مرغ شکسته بالی نیست

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیستقافیه: ـالی۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. روشننیست
  3. داشتنیست
  4. سؤالنیست
  5. شونیست
  6. دلنیست
  7. استنیست
  8. نشاطنیست
  9. فارغبالنیست
  10. اینیست
  11. غافلنیست
  12. اینیست
  13. صائبنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.