غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به این نشاط که دل سر به تیغ یار گذاشت

کدام تشنه، لب خود به جویبار گذاشت؟

۱

جواب خون حلال مرا چه خواهد گفت؟

ستمگری که تو را دست در نگار گذاشت

۲

به یک دو بوسه کز آن سنگدل طلب کردم

حقوق خدمت صد ساله برکنار گذاشت

۳

چنان فریفته حسن این چمن شده‌ام

که دست رد نتوانم به هیچ خار گذاشت

۴

ز عجز، قدرت کارش تمام صورت بست

مصوری که شبیه تو نیم‌کار گذاشت

۵

کجا به سایه بال هما کند اقبال؟

کسی که دامن دولت به اختیار گذاشت

۶

نداشت عرصه میدان بی‌قراری من

که کوه صبر، مرا عشق برقرار گذاشت

۷

فسان تیزی رفتار گشت سنگ رهش

سبکرویی که مرا دست زیر بار گذاشت

۸

ز سخت‌رویی دشمن نمی‌شود مغلوب

مبارزی که به دشمن ره فرار گذاشت

۹

گرفت روزن خورشید را به دود چراغ

سیه‌دلی که تو را خال بر عذار گذاشت

۱۰

به جلوه‌ای که درین بحر کرد ابر بهار

هزار دانه گوهر به یادگار گذاشت

۱۱

وفا به وعده ناکرده می‌کند صائب

همان که دیده ما را در انتظار گذاشت

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذاشتقافیه: ـار۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گذاشتگذاشت
  2. گفتگذاشت
  3. کردمگذاشت
  4. شده‌امگذاشت
  5. بستگذاشت
  6. اقبالگذاشت
  7. منگذاشت
  8. رهشگذاشت
  9. مغلوبگذاشت
  10. چراغگذاشت
  11. بهارگذاشت
  12. صائبگذاشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.