غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۲۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

هزار حیف که دوران خط یار گذشت

شکست رنگ گل و حسن نوبهار گذشت

۱

چنان سیاهی خط تنگ کرد دایره را

که حسن، همچو نسیم از بنفشه زار گذشت

۲

حذر ز سایه مژگان خویشتن می کرد

ز جوش خط چه بر آن آتشین عذار گذشت

۳

تو وعده می دهی و حسن بر جناح سفر

تو روز می گذرانی و روزگار گذشت

۴

گهر به چشم صدف در کمین ریختن است

مگر حدیثی ازان در شاهوار گذشت؟

۵

در آتشم چون گل از برگ خود، خوشا سر دار

که نوبهار و خزانش به یک قرار گذشت

۶

غبار خاطر ازین بیشتر نمی باشد

که از خرابه من سیل باوقار گذشت

۷

چه سود لوح مزارم ز خشت خم کردن؟

مرا که عمر به خمیازه و خمار گذشت

۸

ز روزگار جوانی خبر چه می پرسی؟

چو برق آمد و چون ابر نوبهار گذشت

۹

یکی است مرتبه صدر و آستان پیشش

کسی که همچو تو صائب ز اعتبار گذشت

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گذشتقافیه: ـار۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گذشتگذشت
  2. راگذشت
  3. کردگذشت
  4. سفرگذشت
  5. استگذشت
  6. دارگذشت
  7. باشدگذشت
  8. کردنگذشت
  9. پرسیگذشت
  10. پیششگذشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.