غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۳۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش آن که چون گل ازین گلستان دمید و گذشت

چو صبح یک دو نفس سرسری کشید و گذشت

۱

نریخت رنگ اقامت درین خراب آباد

سری چو ماه به هر روزنی کشید و گذشت

۲

به قدر آنچه سرانجام توشه باید کرد

درین رباط پر از وحشت آرمید و گذشت

۳

پناه برد به دارالامان خاموشی

ز زخم تیغ زبان خون خود خرید و گذشت

۴

فریب نعمت الوان نوبهار نخورد

چو لاله کاسه پر خون به سر کشید و گذشت

۵

دلم ز منت آب حیات گشت سیاه

خوش آن که تشنه به آب بقا رسید و گذشت

۶

هزار غنچه دل واکند سبکروحی

که چون نسیم بر این گلستان وزید و گذشت

۷

گذر ز چرخ مقوس به قد همچو خدنگ

که هر که ماند به زیر فلک خمید و گذشت

۸

خوشا کسی که ازین باغ پر ثمر صائب

به جای میوه سر انگشت خود گزید و گذشت

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: و گذشتقافیه: ـید۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گذشتگذشت
  2. آبادگذشت
  3. کردگذشت
  4. خاموشیگذشت
  5. نخوردگذشت
  6. سیاهگذشت
  7. سبکروحیگذشت
  8. خدنگگذشت
  9. صائبگذشت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.