خال لب تو داغ دل آب کوثرست
پنهان تبسمت نمک شور محشرست
۱حالا به فکر دلبری افتاده ابرویت
تیغ برهنه روی تو نوخط جوهرست
۲تنها نه من دل پری از باغ می برم
شبنم هم از تبسم رسوای گل، ترست
۳کی رو ز تلخرویی دریا به هم کشد؟
ابر مرا معامله با آب گوهرست
۴دارد خبر ز آه من و تنگنای چرخ
هر شعله ای که در قفس تنگ مجمرست
۵پرویز داغ غیرت خود را علاج کرد
شیرین تندخوی همان داغ شکرست
۶از آستان عشق به جایی نمی رود
صائب یکی ز حلقه به گوشان این درست
۷