غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دیوانه خموش به عاقل برابرست

دریای آرمیده به ساحل برابرست

۱

گردی که خیزد از قدم رهروان عشق

با سرمه سیاهی منزل برابرست

۲

دارد به چهره گوهر ما در محیط عشق

گرد یتیمیی که به ساحل برابرست

۳

در وصل و هجر، سوختگان گریه می کنند

از بهر شمع، خلوت و محفل برابرست

۴

رحم است بر کسی که نرست است از خودی

این قید با هزار سلاسل برابرست

۵

دلگیر نیستم که دل از دست داده ام

دلجویی حبیب به صد دل برابرست

۶

در زیر پای سدره و طوبی است مرقدش

هر کشته را که جلوه قاتل برابرست

۷

می رقصی از نشاط می ناب، غافلی

کاین رقص با تپیدن بسمل برابرست

۸

فهم رموز عشق ز ادراک برترست

اینجا شعور عالم و جاهل برابرست

۹

دست از طلب مدار که دارد طریق عشق

از پا فتادنی که به منزل برابرست

۱۰

آخر به وصل شمع چو پروانه می رسد

هر دیده را که روشنی دل برابرست

۱۱

در کشوری که عشق گرانمایه، گوهری است

در یتیم و آبله دل برابرست

۱۲

صائب ز دل به دیده خونبار صلح کن

یک قطره اشک گرم به صد دل برابرست

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برابرستقافیه: ـل۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. برابرستبرابرست
  2. عشقبرابرست
  3. عشقبرابرست
  4. کنندبرابرست
  5. خودیبرابرست
  6. امبرابرست
  7. مرقدشبرابرست
  8. غافلیبرابرست
  9. برترستبرابرست
  10. عشقبرابرست
  11. رسدبرابرست
  12. استبرابرست
  13. کنبرابرست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.