غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۷۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شیرین تبسمی که مرا راه دین زده است

از موم، مهر بر دهن انگبین زده است

۱

خواهد به خون شکست خمار شبانه را

مستی که شیشه دل ما بر زمین زده است

۲

دیگر چه گفته اند که آن یار دلنواز

از زلف باز کرده گره، بر جبین زده است؟

۳

غافل ز نقشبند کند اهل هوش را

نقشی که بر رخ تو خط عنبرین زده است

۴

جان می دهد چو شمع برای نیم صبح

هر کس تمام شب نفس آتشین زده است

۵

کاری است کار عشق که از شوق دیدنش

شیرین مکرر آینه را بر زمین زده است

۶

روشن کند به چهره دو صد شمع کشته را

شوخی که بر چراغ دلم آستین زده است

۷

نقش امید ساده دلان بیشتر شده است

هر چند غوطه در سیهی آن نگین زده است

۸

صائب نمانده است دل ساده در جهان

از بس که خامه ام رقم دلنشین زده است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: زده استقافیه: ـین۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«زده است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. رااست
  3. دلنوازاست
  4. رااست
  5. صبحاست
  6. دیدنشاست
  7. رااست
  8. استاست
  9. جهاناست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.