از خاکمال دام، پرم توتیا شده است
از مالش استخوان تنم رونما شده است
۱حال شکاف سینه و پیکان او مپرس
یک مشت استخوان، قفس صد هما شده است
۲داند چه قسم دولتی از دست داده ام
از دست هر که دامن پر گل رها شده است
۳یک آه دردناک به از طاعت دو کون
این شکر چون کنم که نمازم قضا شده است؟
۴صائب سفینه ای که زمامش به دست توست
هر تخته، لوح مشهد صد ناخدا شده است
۵