خال تو ریشه در شکرستان دوانده است
از خط سبز، شهپر طوطی رسانده است
۱جز خط دل سیه که مبیناد روز خوش
بر شمع آفتاب که دامن فشانده است؟
۲مجنون من ز کندن جان در طریق عشق
فرهاد را به کوه مکرر جهانده است
۳تا قامت بلند تو در جلوه آمده است
از رعشه سرو فاختگان را پرانده است
۴موج سراب می شمرد سلسبیل را
هر کس ز خط سبز تو چشمی چرانده است
۵با قامت تو سبزه خوابیده است سرو
با چهره تو لاله چراغ نشانده است
۶دستی است شاخ گل که به مستی نگار من
صائب ز روی ناز به گلشن فشانده است
۷