غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا سینه ام به داغ محبت رسیده است

پروانه ام به مهر نبوت رسیده است

۱

تا دل ز خارخار تمنا شده است پاک

بیمار من به بیشتر راحت رسیده است

۲

نی می کند به ناخن من دیده شکر

تا مور من به خاک قناعت رسیده است

۳

از بوی پیرهن گذرم آستین فشان

تا دست من به دامن فرصت رسیده است

۴

گوهر شده است قطره سیماب جلوه ام

تا دیده ام به عالم حیرت رسیده است

۵

لذت ز بوسه دهن مار می برم

تا پای من به حلقه صحبت رسیده است

۶

یک عمر غوطه در جگر خاک خورده ام

تا ریشه ام به اشک ندامت رسیده است

۷

دزدیده ام ز ننگ گرفتن در آستین

دستم اگر به دامن دولت رسیده است

۸

غیرت شده است مهر دهان، ورنه عمرهاست

طومار صبر من به نهایت رسیده است

۹

گوهر شده است در صدف قدر دانیم

گر قطره ای ز ابر مروت رسیده است

۱۰

سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من

چون قحط دیده ای که به نعمت رسیده است

۱۱

کشتی ز چار موجه به ساحل رسانده است

صائب ز صحبت آن که به خلوت رسیده است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسیده استقافیه: ـت۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. پاکاست
  3. شکراست
  4. فشاناست
  5. اماست
  6. برماست
  7. اماست
  8. آستیناست
  9. عمرهاستاست
  10. دانیماست
  11. مناست
  12. استاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.