غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نور شکوه حق ز مقابل رسیده است

وقت شکست آینه دل رسیده است

۱

آب ستاده آینه زنگ بسته است

بیچاره رهروی که به منزل رسیده است

۲

با جذبه محیط همان در کشاکش است

هر چند موج بر لب ساحل رسیده است

۳

ما را به عیب لاغری از صیدگه مران

کز تار سبحه فیض به صد دل رسیده است

۴

تا شعله می زند به میان دامن سفر

صد کاروان شرار به منزل رسیده است

۵

تا گوهر وجود ترا نقش بسته است

جان محیط بر لب ساحل رسیده است

۶

صد پیرهن عرق گل خورشید کرده است

تا میوه وجود تو کامل رسیده است

۷

این خوش غزل ز فیض سعیدای نقشبند

صائب ز بحر دل به انامل رسیده است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رسیده استقافیه: ـل۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استاست
  3. استاست
  4. مراناست
  5. سفراست
  6. استاست
  7. استاست
  8. نقشبنداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.