غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل از حریم سینه به مژگان رسیده است

کشتی به چار موجه طوفان رسیده است

۱

از دل مجو قرار در آن زلف تابدار

دیوانه ام به سلسله جنبان رسیده است

۲

تا همچو خط لبی به او رسانده ام

صد بار بیشتر به لبم جان رسیده است

۳

افتاده شو که از پر و بال فتادگی

شبنم به آفتاب درخشان رسیده است

۴

جز ماه ناتمام، که از خوان آفتاب

در زیر آسمان به لب نان رسیده است؟

۵

طوق گلوی من شده خلخال ساق عرش

قمری اگر به سرو خرامان رسیده است

۶

احوال زخم و خنجر سیراب او مپرس

لب تشنه ای به چشمه حیوان رسیده است

۷

چون شانه تخته الف زخم گشته ام

تا دست من به طره جانان رسیده است

۸

زان آتشین عذار که خورشید داغ اوست

ته جرعه ای به لاله عذاران رسیده است

۹

شد بوته گداز، تمامی هلال را

رحم است بر سری که به سامان رسیده است

۱۰

لرزد به خود ز قیمت نازل ز سنگ بیش

تا گوهرم به پله میزان رسیده است

۱۱

هر چند بسته ام به زنجیر پای من

شور جنون من به بیابان رسیده است

۱۲

صائب همان ز غیرت خود درکشاکشم

هر چند تیشه ام به رگ کان رسیده است

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: رسیده استقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«رسیده است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. تابداراست
  3. اماست
  4. فتادگیاست
  5. آفتاباست
  6. عرشاست
  7. مپرساست
  8. اماست
  9. اوستاست
  10. رااست
  11. بیشاست
  12. مناست
  13. درکشاکشماست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.