غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ابر بهار گلشن رخسار، آینه است

آتش فروز شعله دیدار، آینه است

۱

از دل توان به انجمن حسن راه برد

سنگ نشان کعبه دیدار آینه است

۲

آنجا توان به زور نفس کار پیش برد

افسانه ای است این که دل یار آینه است

۳

نتوان به کنه چرخ رسیدن به سعی فکر

اندیشه مور و این در و دیوار آینه است

۴

با روی یار چهره شدن نیست کار گل

دارد کسی که جوهر این کار، آینه است

۵

گر دل بجاست، وضع جهان آرمیده است

گر چشم روشن است، گل و خار آینه است

۶

عاشق چو محو گشت، دو عالم دو عینک است

طوطی چو مست شد، در و دیوار آینه است

۷

امروز دیده ای که نرفته است آب ازو

صائب درین زمانه غدار آینه است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آینه استقافیه: ـار۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. برداست
  3. برداست
  4. فکراست
  5. گلاست
  6. استاست
  7. استاست
  8. ازواست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.