غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۹۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

غم را اگر برون ندهد سینه آینه است

گر زنگ را فرو خورد آیینه آینه است

۱

مشاطه جهان، نظر پاک بین توست

عالم منورست اگر سینه آینه است

۲

روشندلان ز پرتو مهرند بی نیاز

شمع و چراغ خانه آیینه آینه است

۳

صافی دلان میکده را پاک دیده ایم

در دل نگیرد آن که ز کس کینه آینه است

۴

از اهل دل حضور لباس نمد بپرس

قیمت شناس خرقه پشمینه آینه است

۵

اخفای راز عشق تو در سینه چون کنم؟

سیماب، گوهر من و گنجینه آینه است

۶

در روزگار خط تو چون آب و سبزه شد

با زنگ اگر چه دشمن دیرینه آینه است

۷

از بس که صیقلی شده است از فروغ حسن

دیوار جلوگاه ترا پینه آینه است

۸

با تیر غمزه تو کز آهن گذر کند

آن پر دلی که کرد سپر سینه آینه است

۹

این آن غزل که گفت فصیحی پاکدل

گر زشت را نکو کند آیینه آینه است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آینه استقافیه: ـینه۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. توستاست
  3. نیازاست
  4. ایماست
  5. بپرساست
  6. کنماست
  7. شداست
  8. حسناست
  9. کنداست
  10. پاکدلاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.