دنیا برای بیخبران عیش خانه ای است
مرغ حریص را گره دام، دانه ای است
۱شور مرا نسیم بهاران بهانه ای است
هر شاخ گل، جنون مرا تازیانه ای است
۲از اختیار ناقص خود دست شستن است
گر بحر بیکران جهان را کرانه ای است
۳شوری که کوه سر به بیابان نهد ازو
بخت به خواب رفته ما را فسانه ای است
۴آزاده ای که خاک نهادی است مشربش
بر صدر اگر قرار کند، آستانه ای است
۵دل را بس است از دو جهان درد و داغ عشق
مرغ غریب را پر و بال آشیانه ای است
۶زنهار پا برون منه از گوشه قفس
مطلب ز زندگانی اگر آب و دانه ای است
۷چون آفتاب خنده بر آفاق می زند
آن را که همچو چهره زرین، خزانه ای است
۸صحن چمن ز نغمه طرازان تهی شده است
از بلبلان به جای، همین آشیانه ای است
۹صائب در کریم به محتاج بسته نیست
طاعت وسیله ای و عبادت بهانه ای است
۱۰