چشم تو چون ز مستی غفلت فراز نیست
تهمت چه می نهی که در فیض باز نیست
۱از انقلاب، ملک خراب آرمیده است
مستان عشق را خطر از ترکتاز نیست
۲چندین خم شراب سبیل است هر قدم
بی آب، راه دیر چو راه حجاز نیست
۳شکر نصیب مور بود، خاک رزق مار
روزی به دست کوته و دست دراز نیست
۴دستت اگر به عشق حقیقی نمی رسد
دلخوشی کنی به از غم عشق مجاز نیست
۵عشاق از ملاحظه وقت فارغند
وقت نیاز، تنگ چو وقت نماز نیست
۶مردانه هر که از سر کونین برنخاست
صائب میان اهل نظر پاکباز نیست
۷