تا زنده ایم قسمت ما غیر داغ نیست
پروانه نجات به نام چراغ نیست
۱در زیر آسمان که نفس می کشد به عیش؟
در تنگنای بیضه نسیم فراغ نیست
۲ناصح ز پنبه کاری داغم به جان رسید
دوزخ حریف این جگر تشنه داغ نیست
۳تا کی من و نسیم گریبان هم دریم؟
سودای زلف کار من بی دماغ نیست
۴مذهب حریف تندی مشرب نمی شود
کو توبه ای که حلقه به گوش ایاغ نیست؟
۵پروانه ایم، لیک نسوزیم خویش را
در محفلی که روغن گل در چراغ نیست
۶زورش کجا به چشم تماشاییان رسد؟
بلبل حریف رخنه دیوار باغ نیست
۷سیماب شوق کشته نگردد به هیچ تیغ
در بحر، قطره موج صفت بی سراغ نیست
۸عاجز کشی نه شیوه طبع بلند ماست
بر بال این هما قم خون زاغ نیست
۹صائب میان این همه آتش نفس که هست
یک دل بجو کز این غزل تازه داغ نیست
۱۰