گوهر حریف سختی سنگ جدال نیست
با ناقصان ستیزه نمودن کمال نیست
۱در دوزخم بیفکن و نام گنه مبر
آتش به گرمی عرق انفعال نیست
۲از صلح کل، سمن به گریبان فشانده ام
پیراهنم قلمرو خار جدال نیست
۳چون برگ لاله سوخت زبان در دهان من
با بوسه تو چاشنی اعتدال نیست
۴بتوان گذشت از سر صد معنی بلند
از خون دزد لفظ گذشتن حلال نیست
۵صائب به بزم وصل سراپا نگاه باش
در صحبتی که حال بود، جای قال نیست
۶