از حسن خلق رتبه همت زیاده نیست
دست و دل گشاده چو روی گشاده نیست
۱فیض فتادگان بود از ایستاده بیش
سنگ نشان به راهنمایی چو جاده نیست
۲چون وا نمی کنی گرهی، خود گره مشو
ابرو گشاده باش چو دستت گشاده نیست
۳چون طفل نوسوار به میدان اختیار
دارم عنان به دست و به دستم اراده نیست
۴هر چند کوه قاف بود لقمه ای بزرگ
عنقا اگر شوی ز دهانت زیاده نیست
۵چرخ است زیر ران ز دنیا گذشتگان
عیسی اگر پیاده شد از خر، پیاده نیست
۶صائب در آن سری که بود همت بلند
گر می شود به خاک برابر، فتاده نیست
۷