ماتم سرای خاک مقام نظاره نیست
اینجا گلی بغیر گریبان پاره نیست
۱در زیر تیغ حادثه پر دست و پا مزن
کاین درد را به جز سر تسلیم چاره نیست
۲از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق
ابروی قبله را خبری از اشاره نیست
۳ما درد را به داغ مداوا نموده ایم
بیچاره در قلمرو ما غیر چاره نیست
۴ما را ز دور چرخ مترسان که گوش ما
در حلقه تصرف این گوشواره نیست
۵دل نیست گوهری که به کس رایگان دهند
در یتیم، مهره هر گاهواره نیست
۶در لافگاه عشق که افتادگی است باب
هر کس ز خود پیاده نگردد، سواره نیست
۷خضر مسافران توکل عزیمت است
سیل بهار همسفر استخاره نیست
۸در چشمه سار باده اگر شستشو دهی
هر پاره دل تو کم از ماهپاره نیست
۹در تنگنای دل نگریزد، کجا رود؟
صائب حریف دیده شور ستاره نیست
۱۰