غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یک تن دل شکسته ز اهل وفا نیافت

صد حرف آشنا زد و یک آشنا نیافت

۱

محضر به خون بستر گل می کند درست

پهلوی من شکستگی از بوریا نیافت

۲

بر چوب بست غیرت من دست شانه را

دست این چنین به زلف نسیم صبا نیافت

۳

در پیش غنچه دهن دلفریب او

تا پسته لب گشود، دل خود به جا نیافت

۴

از دست کوته است، که در زیر سنگ باد!

نخل قدش که جای در آغوش ما نیافت

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نیافتقافیه: ـا۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیافتنیافت
  2. درستنیافت
  3. رانیافت
  4. اونیافت
  5. بادنیافت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.