غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل رفته رفته رنگ لب لعل او گرفت

زین باده، رنگ کوه بدخشان سبو گرفت

۱

گلرنگ گشت تیغ شهادت ز زخم ما

این آب از صفای گهر رنگ جو گرفت

۲

بر روی آفتاب چو شبنم گشاد چشم

هر پاک گوهری که دل از رنگ و بو گرفت

۳

ته جرعه اش به صبح قیامت شفق دهد

جامی که دیده از لب میگون او گرفت

۴

گوهر حدیث پاکی دامان او شنید

از شرم، هر دو دست صدف را به رو گرفت

۵

از شیر مادرست به من می حلالتر

زین لقمه غمی که مرا در گلو گرفت

۶

دست فلک کجا به گریبان من رسد؟

از شش جهت چنین که مرا غم فرو گرفت

۷

جز خون شدن، امید نجاتم نمانده است

از بس دل مرا به میان آرزو گرفت

۸

دست دعای خلق بود پشتیبان عمر

زان خم به پای ماند که دست سبو گرفت

۹

دست از جهان نشسته مکن آرزوی عشق

کاین نیست دامنی که توان بی وضو گرفت

۱۰

صائب ز ناز دایه بی مهر فارغ است

طفلی که با مکیدن انگشت خو گرفت

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفتقافیه: ـو۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. ماگرفت
  3. چشمگرفت
  4. دهدگرفت
  5. شنیدگرفت
  6. حلالترگرفت
  7. رسدگرفت
  8. استگرفت
  9. عمرگرفت
  10. عشقگرفت
  11. استگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.