غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون گوشه کلاه به پروانه نشکنم؟

داغ از میان سوختگان دست من گرفت

۱

از چاک پیرهن چه قدر وا شود دلش؟

دستی که فال عیش ز چاک کفن گرفت

۲

در نار باغ سینه حلاوت نمانده است

امروز دست ازوست که سیب ذقن گرفت

۳

در سنگلاخ دهر چه پاسخت کرده ای؟

آیینه روشنی ز جلای وطن گرفت

۴

صائب همین بس است که در سلک شاعران

طالب نمی کند به سخن های من گرفت

۵

کلکم به یک صریر سواد سخن گرفت

بلبل به زور ناله سراسر چمن گرفت

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرفتقافیه: ـن۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. نشکنمگرفت
  2. دلشگرفت
  3. استگرفت
  4. ایگرفت
  5. شاعرانگرفت
  6. گرفتگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.