غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۹۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بتوان به آه کام دل از آسمان گرفت

زور کمان به گرمی آتش توان گرفت

۱

می بایدش ز حاصل ایام دست شست

سروی که جای بر لب آب روان گرفت

۲

از ترکتاز عشق شکایت چسان کنم؟

کاین لشکر از سپاه من اول زبان گرفت

۳

از وعده دروغ دل از دست می دهیم

یوسف به سیم قلب ز ما می توان گرفت

۴

دندان به دل فشار که آب حیات رفت

هر تشنه کاین عقیق به زیر زبان گرفت

۵

چون صبح هر که سینه خود را نمود صاف

عالم چو آفتاب به تیغ زبان گرفت

۶

صائب ز خود برآی که چون تیغ آبدار

هر کس برون ز خویشتن آمد جهان گرفت

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: گرفتقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«گرفت» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. شستگرفت
  3. کنمگرفت
  4. دهیمگرفت
  5. رفتگرفت
  6. صافگرفت
  7. آبدارگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.