کام از جهانِ دون به هوس میتوان گرفت
این شهد ریزه را به مگس میتوان گرفت
۱در عشق، فیض چاک گریبان غنچه را
از رخنههای دام و قفس میتوان گرفت
۲غیرت اگر قرار به عاجزکشی دهد
دامان گل ز پنجهٔ خس میتوان گرفت
۳دست از فروغ باده اگر در حنا بود
تیغ برهنه را ز عسس میتوان گرفت
۴امروز نیست غیر دل بیغبار ما
آیینهای که پیش نفس میتوان گرفت
۵دوران خط رسید و تو از حرص دلبری
نشناختی که دل ز چه کس میتوان گرفت
۶چون صبح اگر عزیمت صادق مدد کند
آفاق را به یک دو نفس میتوان گرفت
۷با هرزهگو درآی ز راه ملایمت
صائب به پنبه حلق جرس میتوان گرفت
۸