گردون صدف گوهر یکدانه عشق است
خورشید جهانتاب، نگین خانه عشق است
۱هم کعبه اسلام و هم آتشکده کفر
ویران شده جلوه مستانه عشق است
۲هر سنگ ملامت که درین دامن صحراست
رزق سر شوریده دیوانه عشق است
۳از مرتبه خاک به افلاک رسیدن
موقوف به یک نعره مستانه عشق است
۴گنجی که بود هر گهرش مخزن اسرار
گنجی است که در سینه ویرانه عشق است
۵در صومعه ها جوش اناالحق نتوان زد
این زمزمه در گوشه میخانه عشق است
۶خورشید کز او خیره شود دیده انجم
یک روزن مسدود ز کاشانه عشق است
۷افسردگی عالم و خوشحالی دنیا
از بست و گشاد در میخانه عشق است
۸در دامن صحرای دل سوخته من
تا چشم کند کار، سیه خانه عشق است
۹خورشید قیامت که کند داغ جهان را
از سوختگان سر دیوانه عشق است
۱۰از پرده دل کی به زبان قلم آید؟
لفظی که در او معنی بیگانه عشق است
۱۱صائب که مقیم حرم کعبه دین بود
امروز کمربسته بتخانه عشق است
۱۲