غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خورشید ترا از خط شبرنگ وبال است

چون سایه قدم پیش نهد وقت زوال است

۱

از خنجر سیراب نترسد جگر ما

هر چند که می صاف بود مفت سفال است

۲

هر دانه که از آبله دست نشد سبز

زنهار مکن میل که آن تخم وبال است

۳

در سلسله آبله دست توان یافت

امروز درین دایره آبی که حلال است

۴

موقوف به آسایش چرخ است قرارم

هر کار که موقوف محال است، محال است

۵

از بس که گرفتار گرفتاری خویشم

هر حلقه دامم به نظر چشم غزال است

۶

بر بستر گل وقت خزان تکیه نماید

آن را که ز طاوس، نظر بر پر و بال است

۷

صائب سخن غنچه نشکفته همین است

جمعیت دل در گره سخت ملال است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـال۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. مااست
  3. سبزاست
  4. یافتاست
  5. قرارماست
  6. خویشماست
  7. نمایداست
  8. استاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.