شمع سر خاک شهدا لاله داغ است
صد پیرهن این سوخته دل به ز چراغ است
۱در دامن صحرای دل سوخته من
تا چشم کند کار، سیه خانه داغ است
۲هر کس من دلسوخته را دید، شود داغ
خاکستر پروانه من پای چراغ است
۳در دیده ما جوهریان خط یاقوت
جز مشق جنون هر چه بود پای کلاغ است
۴بلبل به نفس باز کند غنچه گل را
غافل که شکرخنده گل، رخنه باغ است
۵هر چند که باریک شود لفظ چو معنی
در خلوت اندیشه من موی دماغ است
۶