واعظ نه ترا پایه گفتار بلندست
آواز تو از گنبد دستار بلندست
۱در کعبه ز اسرار حقیقت خبری نیست
این زمزمه از خانه خمار بلندست
۲مژگان تو از خواب گران است نظربند
ورنه همه جا شعله دیدار بلندست
۳یک شعله شوخ است که در سیر مقامات
گاه از شجر طور و گه از دار بلندست
۴از بی هنران شعله ادارک مجویید
این طایفه را طره دستار بلندست
۵تن چیست که با خاک برابر نتوان کرد؟
از کوتهی ماست که دیوار بلندست
۶کوته بود از دامن عریانی مجنون
هر چند که دست ستم خار بلندست
۷غافل کند از کوتهی عمر شکایت
شب در نظر مردم بیدار بلندست
۸هر چند زمین گیر بود دانه امید
دست کرم ابر گهربار بلندست
۹صائب ز بلند اختری همت والاست
گر زان که ترا پایه گفتار بلندست
۱۰