غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است

آن را که سخن سبز کند خضر زمان است

۱

بس خون که کند در جگر چشمه حیوان

از صبر، عقیقی که مرا زیر زبان است

۲

پیداست که در زیر فلک مهلت ما چیست

یک چشم زدن، تیر در آغوش کمان است

۳

در دیده روشن گهران پنجه خورشید

برگی است که لرزان دلش از بیم خزان است

۴

این نقش و نگاری که تو دلبسته آنی

موجی است سبکسیر که بر آب روان است

۵

در قبضه گردون منم آن تیغ جگردار

کز سختی ایام، مرا سنگ فسان است

۶

در پله چشمی که به عبرت نبرد راه

گر دولت بیدار بود، خواب گران است

۷

با صدق ز دوری مکن اندیشه که در کیش

تیری که بود راست در آغوش نشان است

۸

بر سرو، خزان را نبود دست تصرف

پیری چه کند با دل آن کس که جوان است؟

۹

صائب شرر از سنگ به تدبیر برآید

رحم است بر آن دل که گرفتار جهان است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. حیواناست
  3. چیستاست
  4. خورشیداست
  5. آنیاست
  6. جگرداراست
  7. راهاست
  8. کیشاست
  9. تصرفاست
  10. برآیداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.