غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

لعل تو ز روشن گهری جان جهان است

تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است

۱

برق رخ گلگون ترا دل خس و خارست

مهتاب بناگوش ترا صبر کتان است

۲

بر صفحه رخسار تو آن خال معنبر

موری است که دردست سلیمان زمان است

۳

در چشم تر من ز خیال خط سبزت

هر گوشه پریزاد دگر بال فشان است

۴

افلاک ز نقش قدم اوست نگارین

آن سرو که در مجلس ما دست فشان است

۵

ابری است که در باغ بهشت است خرامان

چشمی که به رخسار نکویان نگران است

۶

از باده کهنه است نشاط و طرب من

این پیر کهنسال، مرا بخت جوان است

۷

گردون که ز انجم همه تن دیده بیناست

حیرت زده جلوه آن سرو روان است

۸

صائب دلش از صحبت گلشن نخورد آب

شبنم که به خورشید درخشان نگران است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. خارستاست
  3. معنبراست
  4. سبزتاست
  5. نگاریناست
  6. خراماناست
  7. مناست
  8. بیناستاست
  9. آباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.