غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل بر شکن طره دلدار گران است

فریاد که این نغمه بر این تار گران است

۱

مژگان تو با دل سر پیوند ندارد

دلجویی این آبله بر خار گران است

۲

شد چشم تو هشیار و خراب است همان دل

بیمار سبک گشت و پرستار گران است

۳

تیغ تو ز آمیزش جوهر گله دارد

این موج بر این قلزم خونخوار گران است

۴

مویی شدم از فکر، که چون حلقه کنم دست

بر موی میان تو که زنار گران است؟

۵

آن حسن محال است که از پرده برآید

بر یوسف ما جوش خریدار گران است

۶

دل شکوه ز شمشیر سبکروح تو دارد

این آب سبک بر دل بیمار گران است

۷

جز دست گزیدن ز لبش قسمت ما نیست

ما مفلس و آن گوهر شهوار گران است

۸

چون رقعه ارباب طمع بر دل ممسک

داغ ستم عشق به اغیار گران است

۹

صائب چه کند روی به صحرا نگذارد؟

بر اهل جنون سایه دیوار گران است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گران استقافیه: ـار۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. ندارداست
  3. دلاست
  4. دارداست
  5. دستاست
  6. برآیداست
  7. دارداست
  8. نیستاست
  9. ممسکاست
  10. نگذارداست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.