آن خانه برانداز که در خانه زین است
معمار تمنای من خاک نشین است
۱از شوخی حسن است که آن سرو خرامان
بر روی زمین است و نه بر روی زمین است
۲اوراق گل از خنده بیجاست پریشان
شیرازه مجموعه دل چین جبین است
۳بسیار شود مرکز سرگشتگی خلق
خالی که در آن کنج دهن گوشه نشین است
۴چون خامه صیاد، متاعش همه مکرست
هر بوته خاری که درین شوره زمین است
۵از سوختگان نیست تهی کوی خرابات
دایم سر این چشمه، سیه خانه نشین است
۶بی مرگ نخوابد قدم سعی حریصان
آسایش این طایفه در زیر زمین است
۷در انجمن وصل، شکایت مزه دارد
در دامن گل گریه شبنم نمکین است
۸ما قدرت دریوزه دیدار نداریم
این سلسله جنبانی ازان چین جبین است
۹دارد سر ویرانی من پشته سواری
کز شوخی او زلزله در خانه زین است
۱۰صائب چه سر از چاک گریبان بدر آرد؟
امنیت اگر هست درین حصن حصین است
۱۱