گفتار تو شهدی است که جانها مگس اوست
رفتار تو سیلی است که دل خار و خس اوست
۱هر ناله که از دل ز سر صدق برآید
صبحی است که تسخیر جهان در نفس اوست
۲نخلی که برآرنده خود را نشناسد
سر پیش فکندن ثمر پیشرس اوست
۳هر چند که از محمل لیلی اثری نیست
صد بادیه پر شور ز بانگ جرس اوست
۴با هر که کسی نیست به جز بیکسی او را
صائب به ادب باش که بی گفت، کس اوست
۵