کیفیت می با لب شکرشکن توست
نقلی که می از خویش برآرد دهن توست
۱کرده است شکرخند به شیرین دهنان تلخ
این شور که در پسته شکرشکن توست
۲در دیده ما حاشیه گلشن رازست
خطی که به گرد لب رنگین سخن توست
۳سروی چو تو این سبز چمن یاد ندارد
پیراهن گل، تر ز قماش بدن توست
۴از غیرت پیچ و خم آن موی میان است
هر تاب که در زلف شکن بر شکن توست
۵هر چند خط سبز بود آیه رحمت
چون سبزه بیگانه گران بر چمن توست
۶از موی شکافان جهان است سرآمد
این تیغ زبانی که نهان در دهن توست
۷خورشید کز او نعل فلکهاست در آتش
پروانه پر سوخته انجمن توست
۸بر دوزخیان میوه فردوس حرام است
دندان هوس کند ز سیب ذقن توست
۹صائب طمع بوسه ز دلدار فضولی است
زان لقمه بکش دست که بیش از دهن توست
۱۰