صدق، روشنگر ضمیر من است
صبح روشن ضمیر، پیر من است
۱موری از من نمی شود پامال
کف دست دعا سریر من است
۲نیستم امت تن آرایان
خلق خوش جامه حریر من است
۳دولت افتاده است در قدمم
پر و بال هما حصیر من است
۴به گریبان اگر نپردازم
کاوش سینه دستگیر من است
۵رم آهو به آن سبکپایی
داغ طبع کناره گیر من است
۶بلبل خوش نوای نیشابور
خجل از طبع بی نظیر من است
۷آفتاب شکفته رو صائب
گلی از گلشن ضمیر من است
۸