تا به دل تخم عشق کشته شده است
آه من در جگر برشته شده است
۱پا مزن بر حنای گریه من
که به خون جگر سرشته شده است
۲آدمیزاده من از خط سبز
تا نظر می فکنی فرشته شده است
۳زان میان پیچ و تابها دارم
که خدایا چگونه رشته شده است!
۴خال را چون سپند نیست قرار
تا ز می چهره ات برشته شده است
۵ندهم دل به نوخطان چه کنم
چون قلم بر سرم نوشته شده است
۶شد ز خط خال او دراز زبان
این گره را ببین که رشته شده است
۷برندارم نظر ز موی میان
سوزنم مبتلای رشته شده است
۸تا ز زانو نموده ام بالین
بسترم پر پر فرشته شده است
۹همچو خورشید نان من ز شفق
سالها شد به خون سرشته شده است
۱۰نسخه زلف و سنبل و ریحان
همه از روی هم نوشته شده است
۱۱نیست چون موج بیمم از طوفان
تا عنانم ز دست هشته شده است
۱۲صائب از نامه ام سبک مگذر
که به صد خون دل نوشته شده است
۱۳