لطف و قهر زمانه هر دو یکی است
گره دام و دانه هر دو یکی است
۱پشت و رو نیست کار دنیا را
شب و روز زمانه هر دو یکی است
۲دیده خوابناک غفلت را
صور حشر و فسانه هر دو یکی است
۳خنده برق در سبکسیری
با نشاط زمانه هر دو یکی است
۴خاکساران بی تعین را
مسند و آستانه هر دو یکی است
۵نقد باشد قیامت عاشق
پیش ما گور و خانه هر دو یکی است
۶نیست از هم جدا دل و دلدار
چون دو لب، این دو دانه هر دو یکی است
۷جلوه آب خضر در ظلمات
با شراب شبانه هر دو یکی است
۸خانه با یار خانگی زیباست
ورنه زندان و خانه هر دو یکی است
۹ما که از بال خویش در قفسیم
بیضه و آشیانه هر دو یکی است
۱۰نسبت کشتی شکسته ما
با کنار و میانه هر دو یکی است
۱۱صائب این آن غزل که تنها گفت
بد و نیک زمانه هر دو یکی است
۱۲