به که بر خود نبندد از دربان
در دولت به هر که باز شده است
۱کرده تا روی خود به درگه حق
صائب از خلق بی نیاز شده است
۲خطش از خال حقه باز شده است
خالش از خط زبان دراز شده است
۳چون سپر روی چرخ پرچین است
گره از جبهه که باز شده است؟
۴صف مژگانش در زبان بازی است
گرچه چشمش به خواب ناز شده است
۵نیست یک دل گشاده، حیرانم
که در فیض بر که باز شده است
۶خط مشکین او که ابجد ماست
بوالهوس را خط جواز شده است
۷رو به دریا نهاده بی لنگر
بی حضور آن که در نماز شده است
۸