غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۲۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

عقل را گوشه سرایی هست

عشق را دشت دلگشایی هست

۱

راه عشق است بی نشان، ورنه

در ره عقل نقش پایی هست

۲

مرو از ره که این بیابان را

طرفه موج غلط نمایی هست

۳

داغ ما زود به نمی گردد

گل این باغ را وفایی هست

۴

بی عوض نیست هر چه می گیرند

نی بی برگ را نوایی هست

۵

نیست بی عیب هیچ موجودی

روی آیینه را قفایی هست

۶

خانه ای را که نیست دربانی

چین ابروی بوریایی هست

۷

سایه اهل جود، بال هماست

باده پیش آر تا هوایی هست

۸

در گریبان ز بوی پیرهنت

غنچه را باغ دلگشایی هست

۹

چشم بیمار اگر شفا یابد

دل بیمار را شفایی هست

۱۰

اگر ز خود برون توانی رفت

دامن دشت دلگشایی هست

۱۱

چون قلم، شاهراه معنی را

می روم تا شکسته پایی هست

۱۲

وسعت مشربی اگر داری

همه جا باغ دلگشایی هست

۱۳

برو ای داغ فکر دیگر کن

در دل اهل درد جایی هست

۱۴

شعله تا این زمان نمی داند

که سپند مرا صدایی هست

۱۵

صائب ساده دل چه می داند

که اشارات یا شفایی هست

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: هستقافیه: ـایی۱۶ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هستهست
  2. ورنههست
  3. راهست
  4. گرددهست
  5. گیرندهست
  6. موجودیهست
  7. دربانیهست
  8. هماستهست
  9. پیرهنتهست
  10. یابدهست
  11. رفتهست
  12. راهست
  13. داریهست
  14. کنهست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.