عیبجو چندان که عیب از ما به در میآورد
غیرت ما زور بر کسب هنر میآورد
۱گر گهر در آتش افتد، به که از قیمت فتد
یوسف ما در چه کنعان به سر میآورد
۲دست کوته دار از طول امل کاین شاخسار
چون به بار آید پشیمانی ثمر میآورد
۳هرکه را چون رشته دور چرخ پیچ و تاب داد
سر ز جیب گوهر سیراب برمیآورد
۴نخل مومین، میوه خورشید بار آورد و ریخت
در چه موسم نخل ما یارب ثمر میآورد؟
۵آب تیغ او عجب دارم نصیب من شود
طالعی دارم که از دریا خبر میآورد
۶بخت ما حاضرجوابی از مزاج کوه برد
کی جواب نامهٔ ما نامهبر میآورد؟
۷حُسن در هرجا که باشد چشمزخمی لازم است
سوزن از جیب مسیحا سر به در میآورد
۸صائب از تلخی مذاق عیبجو رد میکند
ابر ما گر آب از جوی گهر میآورد
۹