از سپهر نیلگون خاکستر ما کرده اند
نه فلک را پرده دار اخگر ما کرده اند
۱پرده خواب است چون پروانه ما را سوختن
بستر ما را هم از خاکستر ما کرده اند
۲بحر لنگردار ما را نیست پروای حباب
این سبک مغزان عبث سردرسر ما کرده اند
۳نیست بر ما بار بیقدری که در مهد صدف
چون گهر گرد یتیمی بستر ما کرده اند
۴باده های صاف را پیشینیان پیموده اند
درد این نه شیشه را در ساغر ما کرده اند
۵چشم ما از شسته رویان موج کوثر می زند
سر برون این حوریان از منظر ما کرده اند
۶قطره ایم اما نمی آریم پای کم زبحر
شیشه ها قالب تهی از ساغر ما کرده اند
۷می دهد سد سکندر کوچه پیش تیغ ما
پیچ و تاب عشق را تا جوهر ما کرده اند
۸عندلیبانی کز ایشان باغ پرآوازه است
سر برون از بیضه در زیر پر ما کرده اند
۹بر زمین ناید زشادی پای ما چون گردباد
تا لباس خاکساری در بر ما کرده اند
۱۰نیست آه غمزدا در سینه صدچاک ما
مد احسان را برون از دفتر ما کرده اند
۱۱از سبک جولانی عمرست خواب ما گران
بادبان دیگران را لنگر ما کرده اند
۱۲عالم روشن سیه صائب به چشم ما شده است
تا زلال زندگی در ساغر ما کرده اند
۱۳