هرکه دامن بر میان در چیدن گل میزند
آستین بر شعله آواز بلبل میزند
۱هرکه بر خود تلخ میسازد شکر خواب صبوح
بوسه تر همچو شبنم بر رخ گل میزند
۲نغمهاش از بس گلوسوز است در دلهای شب
بوسهها پروانه بر منقار بلبل میزند
۳همتی در کار ما ای عارفان و عاشقان
بر در دل حلقه شوق سیر کابل میزند
۴هرکه چون صائب به طرز تازه، دیرین آشناست
دم به ذوق عندلیب باغ آمل میزند
۵