غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۳ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می به جرأت در قدح در پای خم مینا کند

دخل دریا ابر را در خرج بی پروا کند

۱

از حجاب حسن شرم آلوده لیلی هنوز

بید مجنون را میسر نیست سر بالا کند

۲

می کند همواری من خصم را شیرین زبان

زنگ را آیینه ام چون طوطیان گویا کند

۳

رهنورد شوق را منزل شود سنگ فسان

موج هیهات است در ساحل میان راوا کند

۴

نفس سرکش گردد از اقبال دنیای خسیس

مشت خاری آتش افسرده را رعنا کند

۵

سر گرانی لازم حسن است در هر صورتی

نقش شیرین تا چه خونها در دل خارا کند

۶

آن که مصرف می کند پیدا برای سیم و زر

کاش نقد وقت را هم مصرفی پیدا کند

۷

گر نپردازد به حال سینه درد و داغ عشق

کیست صائب این زمین مرده را احیا کند؟

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: کندقافیه: ـا۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کندکند
  2. هنوزکند
  3. زبانکند
  4. فسانکند
  5. خسیسکند
  6. صورتیکند
  7. زرکند
  8. عشقکند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.