غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۶۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شرم حسن شوخ را کی پرده‌سازی می‌کند؟

برق در ابر بهاران تیغ‌بازی می‌کند

۱

حسن را روشنگری چون دیده‌های پاک نیست

اشک شبنم دامن گل را نمازی می‌کند

۲

نگذرد چون از سرشک تلخ من دامن‌فشان؟

آن که با آهم چو زلف خویش بازی می‌کند

۳

تا سگ لیلی به مجنون آشنا گردیده است

بر غزالان حرم گردن‌فرازی می‌کند

۴

ساده کن از نقش لوح سینه خود را که صبح

دست در آغوش مهر از پاکبازی می‌کند

۵

قدر منزل را بیابانگرد می‌داند که چیست

کعبه کی این جلوه در چشم حجازی می‌کند؟

۶

روی گرم دولت آن کس را که از جا می‌برد

چون سپندی دان کز آتش سرفرازی می‌کند

۷

حسن غافل نیست از دلجویی افتادگان

سرو من با سایه خود عشقبازی می‌کند

۸

می‌برم غیرت به ماه نو که بر خوان سپهر

خویش را فربه برای جانگدازی می‌کند

۹

مهر خاموشی زبان شکوه ما را نبست

کی گره این رشته را منع از درازی می‌کند؟

۱۰

پرده فانوس اگر پروانه را مانع شود

شمع من از اشک خود پروانه‌سازی می‌کند

۱۱

پیش دریا چشم آب از چشمهٔ پل می‌دهد

عمر هرکس صرف در عشق مجازی می‌کند

۱۲

نیست درد عشق را صائب به درمان احتیاج

ساده‌لوح آن کس که ما را چاره‌سازی می‌کند

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کندقافیه: ـازی۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کندمی‌کند
  2. نیستمی‌کند
  3. دامن‌فشانمی‌کند
  4. استمی‌کند
  5. صبحمی‌کند
  6. چیستمی‌کند
  7. می‌بردمی‌کند
  8. افتادگانمی‌کند
  9. سپهرمی‌کند
  10. نبستمی‌کند
  11. شودمی‌کند
  12. می‌دهدمی‌کند
  13. احتیاجمی‌کند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.