تیشه را از خون خود فرهاد رنگین میکند
زهر غیرت مرگ را در کام شیرین میکند
۱در چراغ گرمخونی رحم چون روغن کند
شمع از بال و پر پروانه بالین میکند
۲بس که ترسیده است چشم غنچه از غارتگران
بال بلبل را خیال دست گلچین میکند
۳خار خار اشتیاق گوشه دستار او
خار در پیراهن گلهای رنگین میکند
۴تا نهادی پا به عزم سیر بر چشم رکاب
عشرت روی زمین را خانه زین میکند
۵عرش و کرسی معنی در پیش پا افتادهای است
چون به وقت فکر صائب دست بالین میکند
۶